|
|
|
|
|
سلام عزیزکم اینارو دارم برات می نویسم که اگه باز دوباره به این بلا دچار شدی مث دخترای 14 ساله دست و پاتو گم نکنی و یادت نره کی هستی قصه از این جا شروع شد که ما رفتیم دانشگاه حالا این که که چقد طول کشید تا بیام رو یه روزی تو یه پست میذارم تا اگه الزایمر گرفتی یادت بمونه... روز اول استاد عزیزم اومد سر کلاس کلی خوش گدشت چون اول جای خودش یکی دیگه اومده بود حال و روز بدی داشتم مدام گریه و.......... خلاصه نمی دونم چی شد که سر و کله ی این لیتل کینگ تو زندگیم پیدا شد اورا خود الطفات نبود به صید من من خویشتن اسیر کمند نظر شدم ولی شدم... عاشق شدم رفت یهنی اگه علیرضا رو 2 تا دوست داشتم لیتل کینگ لا اقل 4.56 تا دوس داشتنی بود من خر صاف صاف رفتم بهش گفتم اونم نامردی نکرد کلا بی توجهی کرد میتونس سوء استفاده کنه ولی نکرد بعد عید یه ذره بام بهتر شد ولی الان خیلی بام خوب نیست دلم گرفته این روزا 3 تا سرم زدم دیروزم نرفتم سر کلاسش خیلی دوسش دارم ولی........................................
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391ساعت 12:11 توسط سوده
|
|
||